قانون جذب، درخواست از کائنات، تفکر مثبت و ... اینها با هم جزء قوانین موفقیت و خوشبختی محسوب میشود که برای خود راهکارها و قوانین خاص خودش را دارد.
شاید به گوشتان خورده باشد هر چیزی که در زندگی شما هست از خوب یا بد ساخته ذهن و جذب خودتان است، یعنی که خودتان اگر به موضوعات مثبت و خوب فکر کنید و آنها را طلب کنید همانها بر سر راهتان می آیند و اگر منفی بافی هم کنید مدام در چاه و چاله اید.
طبق قانون جذب اتفاقات مثبت یا منفی به این دلیل در زندگی شما رخ میدهند که به سمتتان جذب شدهاند.
در حقیقت، خود شما آنها را به زندگیتان دعوت کردهاید.
روانشناسان، متفکران عصر جدید و رهبران مذهبی سالهای متمادی است که حول مسئله " قانون جذب" صحبت میکنند، اما در واقع این قانون پس از انتشار کتاب "راز" در سال ۲۰۰۶ محبوبیت خود را در میان عموم مردم بازیافت.
قانون جذب بسادگی در این جمله خلاصه میشود:
"ما هر آنچه را که به آن فکر کرده، چه خوب چه بد، جذب خود میکنیم. "
باور کنید یا نکنید، امروزه پژوهشهای علمی ثابت کرده که افکار مثبت، زندگی ما را تحت تأثیر همه جانبه خود قرار میدهند.
ما از قانون جذب توقع داریم که به آرزوهای ما را برآورده کند و خواستههای درونی ما را علنی کند.
به عنوان مثال از قانون جذب خانهای زیبا میخواهیم، اما این خانه از چه ساخته میشود؟ معلوم است از آجر، سیمان؛ آهن و خاک و سنگ! اما این مصالح از کجا تأمین میشوند؟ بازهم جواب معلوم است، از جایی همین دوروبرها!
به حیال خیلی از افراد، قانون جذب پدیدهای جادویی است که از هیچ کجا آباد آرزوهای ما را فراهم میکند. درحالیکه هیچ جادویی در کار نیست و قانون جذب آرزوهایمان را با داشتههای اطرافمان فراهم میسازد. شما اسباب فراهم ساختن آرزوی دیگری و حتی همان آرزوی او میشوید و او نیز همزمان آرزوی شما خواهد شد.
عامل جادویی شدن قانون جذب، همان دست نامرئی، اما توانمندی است که دروتخته را باهم جور میکند و پیوسته در حال چیدن اجزای مختلف هستی در کنار هم است. با دقیق شدن در این نکته، دیگر گله و شکایتی نخواهیم کرد که چرا همکار بغلدستیمان فردی اخموست، همسایهمان آنگونه رفتار میکند یا حتی رئیسمان شخصی بداخلاق است.
این افراد همان آرزوهای ما تا به امروز هستند. ما نیز در این لحظه، همان فردی هستیم که آنها دقیقاً آرزوی بودن در کنارش را داشتهاند!
اینگونه نیست که قانون جذب برای بعضی افراد عمل کند و برای برخی دیگر که به آن باور ندارند، کارایی نداشته باشد. جذب یک قانون معنوی جهانی است که در هر موقع و مکان کاربرد دارد؛ مثل قانون جاذبه.
اگر رئیس نالایقی بالای سر کارمندانی مظلوم سبز شده و بازور و غرور پیش میرود، بیشک آن کارمند جواب آرزوی تا به امروز این رئیس بوده و این رئیس پاسخ خواسته درونی آن کارمندان. البته این دلیل نمیشود که همیشه فردی مستبد را بهعنوان مدیر بپذیریم، با این توجیه که خواست کائنات چنین بوده است؛ خیر، کائنات این اتفاق را ایجاد کرده، چون خواسته ما تا به امروز، از کائنات چنین فرد مستبدی بوده است. اما اگر او را نمیپسندی، در همین لحظه خواستهات را تغییر بده. مطمئن باش همهچیز دگرگون میشود.
شاید مدیر شرکتی چند کارمند نمونه، منظم و بیهمتا نصیبش شود. در این حالت، معاون شرکت نباید تصور کند که با رفتن مدیر میتواند این کارمندان را در اختیار بگیرد. این کارمندان آرزوی آن مدیر هستند و مدیر همآرزوی کارمندان. وقتی یکی از اینها از میان برود آن دیگری هم از بین خواهد رفت.
درنتیجه، هیچکس حق ندارد درباره آنچه اکنون نصیبش شده است از کائنات گلهمند باشد.
اگر بچه بیادب و ناسپاسی نصیبت شده یا در محلهای زندگی میکنی که احساس خوبی به تو منتقل نمیکند، آرزویت را عوض کن! از کودک خود ادب و سپاس بطلب و محلهات را تغییر بده. وقتی سکوت میکنی و معتقدی که سکوت علامت رضایتمندی است. این رضایتمندی بلافاصله به کائنات میگوید: اگر دنیای من همینطور باشد، اشکالی ندارد؛ و بدیهی است که کائنات هم دنیای تو را همینگونه که هست برایت نگه میدارد.
آنچه اکنون در اطراف توست چیزی نیست جز آنچه تا به امروز خواسته بودی. اگر آن را نمیپسندی و دوستش نداری، تنها کافی است که آرزوی خود را عوض کنی. اما اگر آرزویت را عوض نکردی، دیگر انتظار معجزه از قانون جذب را نداشته باش.